تبليغاتX
شاهزاده ایرانی 4

شاهزاده ایرانی 4

prince of persia

نگاه کلی به بازی شاهزاده ایرانی

کلیک کن بزرگشو ببین

Prince Of Persia را تقریبا تمام بازیکنان ایرانی می شناسند و حداقل یکبار نسخه های یک یا دو آن را بازی کرده اند. با این وجود شاید خبر بازگشت شاهزاده ایرانی بسیار مسرور کننده باشد. او اینبار با ماجرا های تازه خود در The two thrones باز گشته است تا شما را ساعت ها مشغول خود کند. سیستم جدید مبارزه و معما های جدید تر و پیچیده تر از تفاوت های آشکار The two thrones هستند که آن را از دو نسخه قبلی متمایز می کنند.
شاید این بار می توانید به صورت مخفیانه دشمنان را از پای در آورید.
 

داستان بازی توسط کالینا روایت می شود. در حالی که شاهزاده همراه کالینا با قایق به شهر Babylon (بابل) نزدیک می شود ناگهان تیر هایی از سوی شهر به آن ها شلیک می شود. با پرتاب منجنیق کشتی آن ها در هم می شکند و در این بین شاهزاده بیهوش می شود. وقتی او به هوش می آید خود را در کنار ساحل می یابد و متوجه کالینا می شود که به اسارت گرفته شده است و برای نجات او می رود. با اینحال کالینا کشته می شود. از این پس شاهزاده به دنبال انتقام از vizier (وزیر) و پس گرفتن تاج و تخت خود از او بر می آید. او پس از مدتی متوجه نیمه تاریک خودش می شود که وجودش را تسخیر کرده است و به مبارزه با آن می پردازد و ...

 

در این قسمت می توانید شاهد تغییرات بسیاری نسبت به نسخه های قبلی باشید. هم اکنون شما با شاهزاده تاریک نیز روبرو هستید و مرتبا بین شاهزاده و نیمه تاریک او تغییر شکل می دهید و حتی می توانید شامل صحبت هایی بین دو نیمه مختلف شاهزاده باشید. فرح نیز در این نسخه به کمک شاهزاده می آید و او را یاری می دهد. شاهزاده در اواسط ماجرا های خود در The two thrones ، به اشتباهات خودش پی می برد و شاهزاده متکبر دو نسخه قبل فقط تا مدتی شما را همراهی می کند.

 
غول های متنوع بازی آن را جذاب تر می کنند.
 

در The two thrones چندین حرکت جدید به شاهزاده اضافه شده است. با وجود بهتر شدن کنترل بازی، شما به راحتی می توانید حرکات شاهزاده را با یکدیگر ادغام کنید. البته فرق بزرگ سیستم مبارزه بازی، کشتن های سریع (Speed Kill) شاهزاده است. شما به آرامی به دشمنان خود نزدیک می شوید و آن ها را غافلگیر می کنید. در این حالت شاهزاده اقدام به کشتن آن ها می کند و شما باید مواقعی که در تصویر وقفه ایجاد می شود به دشمنان حمله کنید. در صورت به موقع حمله نکردن در کشتن های مخفیانه مجبور می شوید به جدال با افراد دشمن بپردازید. با این روش حتی می توانید دو دشمن نزدیک به هم را همزمان از پای در آورید. هنگام مبارزه با غول های بازی نیز باید از این روش برای از پا در آوردن آن ها استفاده کنید.

 

قطعا یکی از بهترین قسمت های این نسخه از بازی زمان هایی است که شاهزاده تبدیل به Dark Prince می شود. در این مواقع او با شکلی دیگر ظاهر می شود. Dark Prince قابلیت های بیشتری نسبت به خود شاهزاده دارد. او از یک زنجیر به عنوان اسلحه خود استفاده می کند و با آن حرکات زیبایی را به نمایش می گذارد. شاهزاده تاریکی در هنگام مخفیانه کشتن دشمنان نیز، بدون هیچگونه دردسری آن ها را خفه می کند . از این زنجیر همچنین می توان برای گرفتن میله ها و لامپ های دیواری استفاده کرد و موانع را پشت سر گذاشت. البته در مواقعی که با شاهزاده تاریکی بازی می کنید کم کم جان خود را از دست می دهید و باید با گرفتن شن های زمان از مردن شاهزاده جلوگیری کنید.

 

در این نسخه از بازی با معما هایی روبرو هستید که پیچیدگی آن ها شما را به فکر وا می دارد. البته دوربین های فوق العاده بازی در حل کردن این معما ها و رسیدن به مقصد کمک شایسته ای می کنند. در طول بازی باید دو بار هم به سواری بپردازید. اولین بار سوار درشکه می شوید و دومین بار با نشستن بر روی یک غول او را کنترل می کنید. قدرت های شما در بازی نیز ثابت مانده اند و هنوز هم می توانید زمان را به عقب برگردانید یا آن را آهسته کنید.

 
شما گاهی باید به ارابه سواری نیز بپردازید.
 

گرافیک این نسخه چندان پیشرفتی نداشته است و از همان موتور گرافیکی قبلی استفاده می کند، اما با وجود نور پردازی فوق العاده و افکت های زیبایی که در ساخت بازی به کار رفته است این موضوع چندان اهمیتی ندارد. هم اکنون حرکات شاهزاده واقعی تر به نظر می رسند. همچنین می توان جزئیات کاملتری را در محیط بازی دید. صداگذاری بازی نیز به خوبی انجام شده است و از کیفیت خوبی بهره مند است. Prince of Persia3 شاهکار دیگری از سوی شرکت Ubisoft است که با وجود کم و کاستی های آن می توان گفت که ارزش بازی کردن را دارد. متاسفانه این بازی بسیار کوتاه است و شما می توانید آن را بین 12 الی 15 ساعت به پایان برسانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 0:59  توسط محسن  | 

لینکستان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 23:26  توسط محسن  | 

یه سری عکسهای جدید از شاهزاده ایرانی 4

به نام خدا

براتون یه سری عکس جدید و با کیفت از شاهزاده ایرانی 4 آماده کردم امیدوارم که شما رو راضی کنه.


شاهزاده ایرانی 4 در حال مبارزه با دشمن


شاهزاده ایرانی 4 در حال پایین آمدن از دیوار به وسیله چنگک


شاهزاده ایرانی 4 و جادوی الیکا

بازم به پرشیاپرینس سر بزنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 17:44  توسط محسن  | 

داستان شاهزاده ایرانی 4

 

شاهزاده فارس برخواهد گشت آن هم با ظاهر و هوش و زیرکی بهتر.

تقریبا تمام کسانی که Assassin`s Creed از شرکت UBIsoft را بازی کرده اند حداقل یکبار با خود فکر کرده اند که اگر از این تکنولوژی در بازی Prince Of Persia استفاده شود چه شاهکاری به وجود خواهد آمد.و این دقیقا تصمیمی است که UBIsoft گرفته است.POP برخواهد گشت درحالی که از موتور گرافیکی پیشرفت داده شده Assassin`s Creed بهره می برد و البته با داستانی کاملا متفاوت نسبت به قبل و دیگری خبری از Farah و شن های زمان نیست و به جای آن داستانی جدید و جذاب جایگزین شده است.در سری جدید تیم Montreal سعی کرده است شاهزاده را کاملا از قیود سه عنوان قبلی آزاد کنید می توانید شاهزاده را در حالتی تصور کنید که قدرت کنترل زمان خود را از دست داده ولی به جای آن از حرکات آکروباتیک اضافه تر در کنار سیستم مبارزه جدید استفاده می کند همه اینها در کنار این است که داستان بازی هم از حالت خطی بصورت به اصطلاح open-world درآمده است.فکر کنید POP در یک مد open-world و استفاده از موتور Assassin`s Creed ! به نظر می رسد POP تمام ویژگی های یک شاهکار ماندگار را خواهد داشت.


وقتی که بازی شروع می شود قهرمان مادیگر شاهزاده نیست بلکه به یک ولگرد تبدیل شده است.زمانی که در حال تعقیب الاق فراری اش است در طوفان شن گم می شود و زمانی که طوفان تمام شود خود را درون آبادی Garden of Eden پیدا می کند.درون یک باغ حصار کشیده درخت اسرار آمیزی با نام Tree of Life قرار گرفته است.هزاران سال پیش دو برادر به جنگ اهریمن می روند.اهریمن موجود پلیدی است که تاریکی و فساد را در سرتاسر سرزمین گسترانده است.یکی از برادران با نام Ormazd بالاخره اهریمن را شکست می دهد و اهریمن و نیروی تاریکیش را درون درخت Tree of Life محبوس می کند.برای 200 نسل اهریمن درون درخت زندانی می ماند.در طی سال ها سپاهی از جنگویان حافظ درخت بودند اما کم کم از تعداد جنگجویان کاسته می شود تا جایی که تقریبا دیگر جنگجویی باقی نمی ماند.مدتی بعد از ورود شاهزاده درخت نابود می شود و حالا اهریمن آزاد شده است.خبر خوب این است که دیوارهای Ormazd هنوز قادرند اهریمن را در خود نگه دارند.اما بزودی نیروی تاریکی درون دیوار روزنه ای پیدا خواهد و کم کم تمام دنیا را فرا خواهد گرفت.اگر اهریمن آزاد شود دنیا سقوط خواهد کرد مگر اینکه شاهزاده به همراه یار جدیدش Elika نیروی تاریکی و فساد را وادار کنند که به درون باغ برگردد.نیروی تاریکی تمام پلیدی ها و زشتی های موجود در این دنیاست.اینبار هیچ اره و یا تیغی در اطراف شما نخواهد بود بلکه تنها دشمن شما نیروی تاریکی است که بصورت یک غبار سیاه با شاهزاده مبارزه خواهد کرد.ممکن است این نیرو بصورت یک باتلاق در زیر پای شاهزاده ظاهر شود که اگر درون آن بیفتد همه چیز تمام خواهد شد و حتی ممکن است زمانی که از روی آن عبور می کنید سعی کند شاهزاده را بگیرد.تغییرات نیروی تاریکی چیزی است که تابه حال UBIsoft مخفی نگهداشته است اما می توان حدس زد که این نیرو قادر است با تغییر به شکل دامی برای شاهزاده درآید و یا بصورت یک جنگجو با شاهزاده روبرو شود.

 

Oasis به عنوان جهان مرکزی شاهزاده عمل خواهد کرد. از این محل می توانید به سرتاسر دنیای POP سفر کنید در اولین مکانی که با نیروی تاریکی رویرو خواهید شد مجبور می شوید چند حرکت آکروباتیک انجام دهید اما عبور از این مرحله چندان مشکل نیست.زمانی که شما مکان هایی را از وجود نیروی تاریکی پاک کنید حفره های درون دیوارها بزرگتر می شوند و نیروی تاریکی سرزمین های بیشتری را تصاحب خواهد کرد.پاک کردن یک منطقه اساسا باعث می شود تکه های نیروی تاریکی به هم بپیوندند و در نتیجه در مکان نهایی حجم زیادی از نیروهای تاریکی وجود خواهد داشت.به دلیل اینکه این شما هستید که تصمیم می گیرید به کجا بروید شکل بازی براساس تصمیم گرفته شده تغییر خواهد کرد به عنوان مثال می توانید با دوستتان از دو راه مختلف بازی را انجام دهید و در این حالت مشاهده خواهید کرد که تجربه هر دوی شما از بازی کاملا متفاوت خواهد بود.برای نمونه در بازی با غولی روبرو خواهید شد که پس از اینکه به دست شاهزاده کشته می شود تمام سرزمین را با دام های تاریکی پرخواهد کرد که برای تمام مدت باقی خواهند ماند پس اگر این موجود را درابتدای بازی نابود کنید مجبور می شوید تا انتها از حرکات آکروباتیک استفاده کنید.به خاطر اینکه نیروی تاریکی به شکلی کاملا پویا تغییر می کند اگر چندین بار از یک منطقه عبور کنید درهر بار با دام ها ومشکلات تازه ای روبرومی شوید.در POP مانند Assassin`s Creed نقاطی با نام Vista Point تعبیه شده است که از طریق آنها قادرید نمای کاملی از سرزمین بدست بیاورید البته فکر نکنید که ازبرجی بالا خواهید رفت و سپس به خیابان شهرنگاه می کنید اینبار باید از صخره های بلند بالا بروید و سپس از لبه پرتگاه سرزمین کنونی را نظاره کنید.در حال حاضر نکات زیادی از بازی منتشر نشده است فقط این مسئله مشخص است که شاهزاده ای با تعداد زیادی از حرکات آکروباتیک و جذاب برخواهد گشت.

 

شاهزاده دستکش پنجه دار بلندی پوشیده است که نه تنها از آن به عنوان سلاح استفاده خواهد کرد بلکه این دستکش در انجام حرکات آکروباتیک بسیار مفید خواهدبود به عنوان مثال شاهزاده پنجه را درون دیوار فرو می کند و بوسیله آن به آرامی از دیوار پایین می آید.در مسیر پایین آمدن از دیوار ممکن است با دام های تاریکی روبرو شوید که باید از آنها عبور کنید و در هر زمان که بخواهید می توانید از روی دیواری به دیوار دیگر بپرید.

 

حرکات آکروباتیک تنها بخشی از بازی POP است و POP بدون وجود مبارزه لذتی نخواهد داشت اما سیستم مبارزه بازی کاملا نسبت به قبل متفاوت شده است.در دست راست شاهزاده یک شمشیر بلند و باریک قرار گرفته است و در دست چپ هم پنجه وجود دارد این دو ،سلاح های شاهزاده هستندو در تمام بازی ثابت خواهند بود.این بازی داستان زندگی یک اسلحه ساز نیست بلکه داستان چادرنشینی است که به یک قهرمان تبدیل خواهد شد.داستان بازی بیشتر بروی شخصیت شاهزاده تمرکز داشته است تا ابزاری که او استفاده می کند.

 

به جای اینکه تعداد زیادی از دشمنان با شاهزاده روبرو شوند کیفیت دشمنان افزایش پیدا کرده است در این سری هرگز با بیشتر از یک دشمن روبرو نخواهید شد ومعمولا مهارت دشمنان مساوی و یا بیشتر از شاهزاده خواهد بود.مبارزات حالتی حماسی خواهد داشت که مهارت شاهزاده را در استفاده از شمشیر مهک خواهد زد.

 

در یک صحنه مبارزه نشان داده شده از بازی، شاهزاده با موجودی که از نیروی تاریکی به وجود آمده است روبرو می شود موجودی که اکثر حملات شاهزاده را دفع می کند و در یک لحظه با انجام حرکتی شاهزاده را با صورت به دیوار می کوبد و بعد شاهزاده خود را در حالتی پیدا می کند که شمشیر به شمشیر با موجود اهریمنی درگیر شده است در مبارزه حرکات چندگانه از پیش تعریف شده وجود ندارد و می توانید با استفاده از سیستم جدید به دلخواه خود حرکات چندگانه جدید را ابداع کنید در این حالت می توانید تا 15ضربه پی در پی به دشمن خود وارد کنید.به دلیل اینکه تنها با یک دشمن روبرو هستید نیازی به استفاده از سیستم Lock نیست و هوش مصنوعی بازی به طور خودکار دوربین را در موقعیتی قرار می دهد که بتوانید بهتربن دید را نسبت به صحنه مبارزه داشته باشید و صحنه های دیدنی را خلق کنید.ممکن است با خود فکر کنید نقش Elika دربازی چه خواهد بود. تا به حال نکات زیادی درباره این موضوع منتشر نشده است و تنها می توان گفت این شخصیت در شکل گیری سرنوشت شاهزاده تاثیر زیادی خواهد داشت.سری جدید بازی با توجه به تصاویر محدودی که از آن منتشر شده است با گرافیکی مثال زدنی طراحی شده و صحنه های بازی پرشده است از جزئیات فراوان که بادقت طراحی شده اند.به هر حال سری جدید POP به نظر می رسد بتواند جانشین شایسته ای برای قسمت های قبلی باشد در پایان باید گفت درکنار تغییراتی که دربازی رخهیت کلی بازی را حفظ کند.

باز هم به پرشیاپرینس سر بزنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 17:19  توسط محسن  | 

داستان شاهزاده ایرانی 4




این داستان که داستان شماره ی 4 بازی پرطرفدار شاهزاده ی ایرانی هست.

 
داستان پرینس به اونجا رسید که پرینس وزیر رو نابود کرد و خنجر زمان رو به روح ملکه ی زمان سپرد تا به جزیره ی زمان برگردونده بشه.نیمه ی تاریک پرینس هم نابود میشه و در واقع پرینس از تمامی رنج و عذاب هایی که به خاطر آن اشتباه بچه گانه دچارش شده بود رها میشه. و...
 
در این نسخه هم همانند T2Tداستان با فرجام زندگی پرینس آغاز میشه.
یعنی جایی که پرینس با فرح ازدواج می کنه و پس از متحد کردن پرشیا و هند بابیلون رو مرکز فرمانروایی خودش قرار میده و پیشگوی خودش رو هم به عنوان وزیرش انتخاب می کنه.
داستان با خوبی و خوشی ادامه پیدا می کنه تا جایی که پرینس یه شب تو خواب میبینه که به کشورش حمله کردن و همه جا رو نابود کردن.
پرینس به خیال اینکه این خواب از اثرات ماجرای شن های زمانه توجهی به خواب نمی کنه.اما مدتی بعد پرینس متوجه میشه که نمی تونه بچه دار بشه و در واقع نسلش منقرض خواهد شد!!!
پرینس بعد از اینکه می بینه که حتی بزرگترین طبیب های بابیلون هم نمی تونن کاری براش بکنن متوجه میشه که خوابش بی ربط نبوده.به همین دلیل پیش وزیرش میره و خوابو براش تعریف می کنه.اما می بینه که وزیر یه هو آشفته و سرگردان به اینور و اونور می دود.وثتی تعبیر خوابشو از پیشگو می پرسه پیشگو بهش میگه که نفرین شن های زمان همچنان گریبانگیر کسی است که اونا رو آزاد کرده و این نفرین اینه که تو دیگه نمی تونی بچه دار بشی.
پرینس هم با شنیدن این سخنان سخت آشفته و مضطرب میشه و بدون هیچ هدفی سپاهی رو جمع آوری می کنه و به کشور همسایه ی ایران(که اسمی ازش برده نشده) که دشمن اصلی پرشیا بوده هم حمله می کنه.اما طبق خوابی که دیده بود شکست سختی می خوره و تا مرز جنون هم پیش می ره.
و پیشگو که می بینه هیچ راه دیگری برای کمک به پرینس نیست مجبور میشه راه حل اصلی رو به پرینس بگه.اون به پرینس میگه که باید شن های زمانو دوباره آزاد کنه تا طلسم از بین بره و اون قدرت باروریشو به دست بیاره.
اما پرینس که نمی خواست دوباره خودشو درگیر ماجرای شن های زمان کنه قبول نمی کنه.اما در این بین فرح که نسل پرینسو در حال نابودی می بینه و از طرف دیگه اضطراب و ناامیدی پرینس رو می بینه بهش اصرار می کنه تا بالاخره پرینس دوباره راضی میشه که شن های زمانو آزاد کنه.
پرینس و فرح با هم به سمت جزیره ی زمان حرکت می کنند تا خنجر زمانو که کلید آزاد کردن شن های زمانه رو به دست بیارن.اما بی خبر از اینکه اونا باید خنجرو از روح کایلینا که دوباره تحت تاثیر شن های زمان تبدیل به اون ملکه ی بدجنس شده بود بگیرند.
پرینس با ارتش قدرتمندی به سمت جزیره ی زمان پیش می ره که در بین راه و در حین جنگ هایی که با سربازهای تاریکی داشته تعداد زیادی از سپاهیانش کشته می شن و پرینس و فرح تقریبا تنها به جزیره ی زمان می رسند.

سربازان کایلینا هیچ آسیبی به پرینس نمی زنن و اونو راحت پیش خنجر زمان می برن...پرینس در اونجا مجبور میشه با روح کایلینا بجنگه که در این جنگ هم شکست می خوره و به ناچار مجبور میشه شرط کایلینا رو برای به دست آوردن خنجر قبول کنه.
یعنی زنشو بکشه تا بتونه شن ها رو آزاد کنه که البته در آن صورت کایلینا دوباره به همان دختر زیبا تبدیل می شد و با پرین ازدواج می کرد.
پرینس هم فریب می خوره و فرح رو به ته دره پرتاب می کنه و برای اینکه به چنگ کایلینا نیفته شبانه شن های زمان رو آزاد می کنه و به بابیلون بر می گرده...زمان به عقب بر میگرده و فرح زنده میشه و پرینس هم قدرت باروریشو به دست میاره.
پس از یک سال پرینس و فرح صاحب اولین فرزندشون که یک پسره میشن.
در شب تولد هفده سالگی پسر پرینس که مثل خودش قوی و انعطاف پذیره پرینس خواب می بینه که پسرش میمیره و پیشگو خوابشو اینجور تعبیر می کنه که یا پرینس یا پسرش تا یک سال بعد میمیرن.
پرینس باز هم آشفته میشه و این بار کایلینا خودشو به شکل یه پیرزن در میاره و یه معجون به فرح میده و بهش میگه که اونو تو غذای پرینس بریزه تا از این آشفتگی نجات پیدا کنه.
فرح هم این کارو می کنه و می بینه که پرینس در حالی که خون از همه جاش بیرون میاد به حال مرگ روی زمین افتاده.فرح هم که متوجه میشه که گول خورده شیشه ی سم رو سر میکشه و در کنار پرینس روی زمین می افته و هردو در کنار هم می میرند.... .
پس از مدتی که عزاداری مردم برای پرینس و فرح تموم میشه پرینس کوچک(پسر پرینس) تصمیم می گیره که به جزیره ی زمان برسه و انتقام پدر و مادرشو از کایلینا بگیره...این در حالیه که با شکافی که توی خط زمان افتاده پرینس دوباره خطر حمله ی داهاکا رو دنبال خودش احساس می کنه... .
پرینس کوچک در این داستان به یک باره با یک دختر که اتفاقا قصد انتقام گرفتن از پرینس بزرگو داشته(احتمالا دختر وزیر) آشنا میشه و بدون اینکه اسمشو به اون بگه تیروکمان مادرشو به اون میده و اونو با خودش همراه می کنه... .


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 16:29  توسط محسن  | 

نقد و بررسی بازی شاهزاده ایرانی


قطعا امروزه اکثر بازی کننده ها Prince of Persia را تجربه کرده اند و يا حد اقل همه ی آنها اسم آن را شنیده اند.

پيش از آنكه به بررسي جديدترين نسخه از سري بازي هاي Prince of Persia بپردازيم ، بهتر است نگاهي كوتاه و گذرا به تاريخچه اين بازي در گذشته بياندازيم: :

Prince of Persia 1989:در حالي كه همگان در اين سال ها يگانه دستگاه بازي موفق را آميگا 500 مي دانستند و افراد معدردي صاحب رايانه بودند ، اين بازي براي آميگا و كاميپيوترهاي شخصي آن زمان روانه بازار شد. نسخه آميگاي اين بازي از گرافيك ، كنترل و نرمش حركات بالاتري از نسخه رايانه آن برخوردار بود . داستان بازي در مودد شاهزاده اي پارسي مي گذشت كه به زندان افتاده و قصد رهايي از زندان را داشت. اين بازي كه اولين پروژه جدي فردي جوان به نام Jordan Mechner بود مورد استقبال بالايي قرار گرفت و در آن دوران حدود بيش از دو ميليون نسخه فروش داشت. اين بازي حالتي ماجراجويانه داشت و در طول بازي با معماهاي زيادي مواجه مي شديد.

Prince of Persia 2 The Shadow & The Flame 1993 : بعد از آنكه نسخه نخستين مورد استقبال بسيار بالايي قرار گرفت ، سازندگان نسخه دوم آن را چهار سال بعد در اختيار علاقه مندان قرار دادند هرچند كه گرافيك بازي از پيشرفت قابل ملاحظه و چشمگيري برخوردار بود و محيط اطراف از تنوع بيشتري بهره مي برد ، اما بر خلاف فروش بسيار بالا نتوانست رضايت طرفدارانش را جلب كند و به عقيده بسياري از كارشناسان و بازيكنان هرچه قدر كه موارد مختلف در اين نسخه پيشرفت كرده بود اما هيجان حاكم بر آن افت كرده و به هيچ عنوان قابل مقايسه با نسخه اوليه نبود.

Prince of Persia 3D 1999: در اين سال ها بازي هاي سه بعدي شديدا مورد استقبال عموم قرار گرفته بود و در واقع نسل جديدي از بازي ها در اواخر دهه نود عرضه شده بود كه در اين بين بازي پرطرفدار Prince of Persia نيز از اين رويه پيروي كرده بود و نسخه جديد را با محيطي سه بعدي در اختيار علاقه مندان قرار داد. هرچند كه بازي از گرافيك بالا و خوبي بهره مي برد اما اين بار در كنترل مشكلات متعدد و فراواني وجود داشت كه عملا انگيزه و رغبت بازيكنان را براي ادامه از بين مي برد و همه اميدها و انتظارهايي كه از اين بازي مي رفت ، نقش بر آب شد.
.
Prince of Persia: Sands of Time
Image
این بازی اولین نسخه ی سه گانه ی جدید پرنس هست که در سال 2002 عرضه شد
در این بازی تا به حدی که بخواهید ما شاهد نو آوری بودیم و یکی از جالب ترین امکانات بازی برگرداندن-متوقف کردن زمان بود
بله در این بازی می شد که کنترل زمان را در اختیار گرفت
داستان این بازی پیرامون این بود که:
کشور ایران پادشاه قدرتمندی داشت که پایه و ستون کشور خود را بر اساس جادو و ستاره شناسی قرار داده بود
شاهزاده ی ایران پسری مغرور و از خود راضی بود که ما در نقش آن هستیم
به شاه(پدر ما)خبر می رسد که در کشور هندوستان ماهاراجه ای وجود دارد که دارای قدرت عجیبی هست
او شن های زمان را در دست دارد!!!
پدر ما هم که مجذوب آن می شود با لشکر کثیری به هند حمله کرده و توسط خیانت کاری های وزیر هند برای حفظ جانش سبب می شود که ما خنجر جادویی و ساعت شنی را به دست آوریم
پس از این پیروزی جشنی ترتیب داده و دوستان و پادشاهان دیگر را دعوت می کنیم و وزیر که جادوگر نیز هست مارا وسوسه می کند که فقط خنجر زمان که در نزد ما هست می تواند این ساعت شنی غول پیکر را باز کند و قدرت ان را نمایان سازد
در اینجا دختر مهارجه که اسیر شده است تقلا می کند که ما را از این کار باز بدارد اما کار از کار می گزرد و ما شن ها را آزاد می کنیم
این شن ها با پوست هر شخصی تماس پیدا کند او را به هیولایی اهریمنی تبدیل می کند که لشکر کسی می شود که دو نیرو را داشته باشد همان دو نیرویی که سبب می شود همه به هیولا تبدیل شوند جزآن دو نفر
-کسی که خنجر را دارد(خود پرنس)
-کسی که گردن بند جادوئی را دارد(فرح دختر ماهاراجه)
و وزیر هم با خواندن ورد های فراوان خود را ایمن می کند و آن لشکرش را بر زد ما برای به دست آوردن خنجر و گردنبند می فرستد
نه این یک بازی استراتژی نیست یک بازی اکشن ماجراجویی هست!!!
فرح به ما می گوید که این خنجر قدرت بیرون کشیدن شن ها و ذخیره ی آنها در خود را دارد و توسط آن می توان زمان را در اختار گرفت
و در نهایت با سختی های فراوان به ساعت شنی می رسیم که پرنده های اهریمنی وزیر آن را به بالای برجی انتقال داده اند
فرح به ما می گوبد خنجر را وارد قفل ساعت شنی کن تا همه چیز به سر جای اولش برگردد اما ما به او اعتماد نمی کنیم و به علت همین حماقت وزیر از راه می رسد و مجبور به فرار می شویم و چون خنجر یک بار به زمین می افتد ذخیره ی آن خالی می شود و نمی توانیم زمان را به عقب برگردانیم
و بعد از سختی های فراوان فرح به ما می گوید که وقتی کوچک بوده مادرش به او گفته است که وقتی در مشکل بزرگی گیر کردی بگو کاکولوکیا تا آن مشکل رفع شود و همین نیرو سبب می شود که ما به مکانی جدید راه پیدا کنیم راه دیگری برای رسیدن به ساعت شنی, یک میان بر اما داستان به همین سادگی ها هم تمام نمی شود زیرا در راه فرح جان خود را از دست می دهد و برای حفظ خنجر خود را فدا می کند
ما که کمی به فرح انس گرفته بودیم و بسیار عصبانی بودیم عزم خود را جزم کرده و به هر قیمتی شده به اتاق ساعت شنی میرویم و خنجر را در قفل آن فرو می کنیم و همه چیز را باز می گردانیم تا چند ساعت قبل از جنگ(همان جایی که بازی شروع شد)با سرعت تمام به سوی هندوستان رفته و با فرح شروع به صحبت می کنیم اما او دیگر ما را نمی شناسد
تمام جریانات و نقشه ی وزیر را برای او بازگو می کنیم و او کم کم باور می کند و همین هنگام که نزدیک جنگ هست وزیر وقتی کلمه ی خنجر را می شنود و می فهمد در نزد ماست برای به دست آوردن گردنبند و خنجر به اطاق وارد شده تا با لشکر توسط نیروی اهریمنی ای که می خواهد تشکیل دهد با ایران مقاابله کند
ما هم او را نابود ساخته و خنجر را تسلیم فرح کرده و وقتی نام ما را جویا می شود می گوییم کاکولوکیا!!!
داستان اولین قسمت این سه گانه به پایان می رسد
این بازی دارای گرافیکی چشمگیر نو آوری هایی عجیب بوده و داستانی بسیار جالب داشت که هر کسی را مجذوب به پایان رساندن آن می کرد و از بهترین های E3 زمان خودش و همچنین از بهترین بازی های زمان خودش بوده است
گرچه این بازی هنوز هم با گزشت 3 سال در سبک خودش چیزی از بازی های دیگر کم نمی آورد و اگر نسخه ی بعدیش نیامده بود بعید نبود که هنوز از بهترین ها باشد!!!
Prince of Persia: Warrior Within
Image
همان طور که از اسم این بازی حدس می زنید این بازی از خیلی لحاظ با نسخه ی قبل تفاوت دارد
پرنس ما با تجربه تر و عصبانی تر و جنگجو تر و البته خیلی قوی تر شده است
در ابتدای بازی فلش بک هست که در داستان به آن می پردازیم
داستان این بازی از این قرار بود:
هفت سال از لحظه ی خدا حافظی ما با فرح می گزرد
معلوم نیست که آیا جلوی جنگ به هندوستان را گرفته ایم یا خیر زیرا داستان آنقدر حساب شده و مرموز هست که نیازی به این جزئیات ندارد و در نسخه ی بعدی به این موضوع پرداخته شده است!!!
در این هفت سال پدر ما جان خود را از دست داده و ما شاه شده ایم
اما مرتب کابوس هایی میبینیم اما نه کامل
تا اینکه یک شب خواب می بینیم که داریم فرار می کنیم و یک موجود عظیم الجثه به دنبال ما هست و در آخر هم به بنبست می رسیم و آماده ی جنگ می شویم و موجود به ما حمله می کند
به حضور معتبر ترین پیشگو می رویم که پیر مردی است که با کور کردن چشمان خود چشم درونش را باز کرده و برای ما تعبیر می کند که
"تو در چند سال پیش ساعت شنی ای را باز کرده ای که در بر دارنده ی شن های زمان بوده است
و این شن ها متعلق به جزیره زمان(The Island of Time) هست
و هر کس که این شن ها را آزاد کند در سرنوشت او که در همان جزیره رقم می خورد مرگ نوشته می شود و آن موجود هم داهاکا(Dahaka) می باشد نگهبان شن های زمان که در دنبال گرقتن جان توست!
پرنس می گوید که زمان را باز گردانده است دیگر که اتفاقی نیافتاده است اما پیر مرد می گوید در یک بعد زمانی شن ها آزاد شده اند و تو سرنوشتی جز مرگ نداری و پرنس هم می گوییم به آن جزیره می رود و کاری می کند که شنی ساخته نشود و وقتی که شنی نباشد در نتیجه بی گناه شناخته می شویم
اما پیر مرد با نگاه اندوهگین خود به ما می گوید سرنوشت ما مرگ هست و با مرگ ما فقط آن بعد زمانی از بین می رود زیرا فقط ما در آن زمان بودیم و هیچکس نمی تواند سرنوشتش را عوض کند
پرنس بعد از حدود یک سال تحقیق و پرسش جای تغریبی جزیره را يافته و با ناامیدی و سپاه اندکی به سوی آن جزیره حرکت می کند
در راه کشتی ما مورد حمله ی موجوداتی عجیب با ماسک های اسکلت مانند که سرپرستی آن ها را زنی به نام شیدی(Shadee) بر عهده دارد قرار می گیریم و پس از جنگ با شیدی شکست می خوریم و به درون آب پرتاب می شویم
آب ما را به جزیره ی زمان می برد و در آنجا شیدی را می بینیم که با وارد شدن به دروازه ای شنی غیب می شود ما هم که می خواستیم از پشت به او حمله کنیم وارد دروازه شده و به زمان گزشته انتقال می یابیم
پس از کمی گشت و گزار وارد قلعه ای در آنجا می شویم که پر از همان موجودات عجیب اهریمنی هست و پس از از بین بردن آنها و رسیدن به حال بزرگ قعله می بینیم شیدی با یک زن در حال جنگ هست و دارد او را می کشد و پیش خوی می گوییم دشمن شیدی دوست ماست و با شیدی درگیر شده و او را می کشیم
اما در لحظه ی قبل از مرگش می گويد:
"احمق تو نمی توانی سرنوشتت رو عوض کنی"
از کایلینا (Kaileena) همان زنی که نجات دادیم می خواهیم که ما را در نزد امپراطور زمان ببرد اما او خود داری می کند و پس از اصرار کردن ما می گوید او در حال ساخت شن هست و هر کس را که ببیند می کشد اما پس از اصرار های دوباره ی ما می گوید که باید دو مکانیسم اجرا شوند تا بتوان وارد اتاق او شد و ما هم شروع به فعال سازی دو مکانیسم می کنیم که موجودات اهریمنی از آن ها حفاظت می کنند و با مشقت و سختی فراوان موفق می شویم و در راه چند بار با یک فرد عجیب با ماسک عجیب تر و داهاکا مواجه می شویم و از دست او فرار می کنیم و بالاخره دو مکانیسم را فعال کرده و در راه بازگشت دوباره آن مرد عجیب با ماسک را می بینیم که به سراغ ما آمده می پرسیم با من چی کار داری تو کی هستی اما همان لحظه داهاکا آمده و هر دو فرار کرده و داهاکا گیج شده و آن یکی مرد را گرفته و می رود
وارد اتاق امپراتور می شویم(قفل در را باز می کنیم) و در آنجا کایلینا را می بینیم
از او می پرسیم امپراطور کجاس اما او بدون جواب در را می بندد و در جواب تعجب ما از روی تخت سلطنت خود شمشیر هایش را به سوی ما می گیرد و ما را دعوت به جنگ می کند و می گوید من امپراطورم و فقط يکی از ما می تواند امروز سرنوشت خود را نجات دهد زیرا سرنوشت من هم مرگ هست اما به دست تو!!!
می گوید فکر کردی کی داهاکا رو فرستاد فکر کردی کی شیدی رو فرستاد اون من بودم و خلاصه بعد از اطلاع از این همه خیانت کاری های او با او جنگیده و او را می کشیم
شاد و مسرور از قلعه خارج می شویم به این امید که همه چیز تمام شد(من هم اول این فکر را کردم) اما می بینیم داهاکا در دنبال ما هست!!!
اما این بار در هر دو زمان و با شدت بیشتر سعی در کشتن ما دارد
و ما در می یابیم که آب داهاکا را ذوب کرده و مانع عبور او می شود
پس از تعقیب و گریز های متفاوت به طور اتفاقی وارد اتاق سرنوشت ها و رویداد ها می شویم و در آنجا از روي نوشته های روی دیوار می فهمیم که ماهاراجه وقتی ساعت شنی را دزدید داهاکا در دنبال او افتاد و او ماسکی را به دست آورد که توسط آن دوباره به زمان گزشته برگشت اما با ظاهری متفاوت و خود را در زمان دیگر کشت و سپس ماهاراجه ی دزد را نا بود کرد و داهاکا دست از سر او برداشت و در آ خر هم می خوانیم که پرنس شن های زمان را ساخته است و سرنوشت او هم مرگ هست!!!
یعنی حال شن ها به دست ما ساخته شده و به همین علت باید بمیریم!!!
فکر می کنیم که اگر ما آن ماسک را به چنگ آوریم و به زمان گزشته برویم و خود را در گزشته نابود کنیم دیگر ماسک برداشته شده و می توانیم به سرزمین خود برگردیم
از روی نقشه ای که پیدا می کنیم در ابتدای بازی حدود محل ماسک را حدس زده و آن را پیدا می کنیم و پس از زدن آن به همان مرد با ماسک و ظاهر عجیب غریب تبدیل می شویم و می فهمیم آن خود ما بودیم که می خواستیم بعد دیگر خود را بکشیم و در نتیجه هم اشتباهی داهاکا ما را با خود می برد پس باید بیشتر تلاش کنیم و به سبب نفرین روی ماسک مدام در حال ضعیف شدن هستیم
تمامی مراحل را از یک سمت دیگر و با یک شخصیت دیگر و از راه های دیگر می رویم و در بین راه شیدی و کایلینا را می بینیم که شروع به مجادله کردند شیدی می گوید:
"اون الان زندست آب اوردتش اینجا و کایلینا هم می گوید باید نابودش کنی اون در آینده من رو می کشه و شیدی می گوید اون خیلی قوی هست و گناه داره آخه از چیزی خبر نداره و جنگ شروع می شود و خود را می بینیم که آمده و شیدی را می کشیم اما از بس تعجب کرده بودیم و از یک سو هم فکر می کردیم بهتر هست در آخر او را به چنگ داهاکا بیاندازیم به جای خودمان وارد صحنه نشده و می گزاریم روال داستان پیش برود و در مکانیسم ها هم چند بار جان او را نجات داده و کمکش می کنیم تا لحظه ی موعود می رسد و با تمام توان فرار کرده تا داهاکا ما را نگیرد و این بار آن پرنس را بگیرد و این اتفاق هم می افتد و ماسک جدا شده و ما پرنس می شویم اما یک پرنس سفر کرده در زمان و یک پرنس هم می میرد همان پرنسی که در سرنوشت نوشته شده بود!!!(تو نمی تونی سرنوشتت رو عوض کنی تو باید بمیری هیچ کس نمی تونه!!heart
حال که از همه چیز خبر داریم یک راست وارد اتاق امپراتور شده و شمشیر آب را پیدا کرده(البته این بازی دو پایان دارد که در قسمت بعدی در این مورد کاملا توضیح می دهم)
حال دو راه حل دارید:
1.شمشیر را بر نداشته و ادامه داده:
وارد اتاق می شویم بالافاصله شمشیر های کایلینا را به فاصله ی دوری پرتاب کرده و از او خواهش می کنیم که با ما با بیبیلون بیاید سرزمین ما و قول می دهیم او را نکشیم اما او به ما اعتماد نکرده و ما او را به نزدیکی دروازه کشانده و در آن می اندازیم و به زمان حال می آوریم اما او باز شروع به جنگ کردی و با سختی بسیار و علی رغم میل خود او را کشته و می بینیم که داهاکا آمده جسد او را برداشته و می رود زیرا دیگر شنی وجود ندارد که ما مقصر باشیم ما هم به سوی شهر خود در حرکتیم که آنجا را در آتش می بینیم
2.شمشیر آب را برداشته و همان گونه با فریب هر دو وارد زمان حال می شویم اما این بار قبل از جنگ داهاکا ما آید و ما تصمیمی را می گیریم که بهترین کار هست
جنگ با داهاکا و نابودی او!!!!
با شمشیر آب خود او را نابود کرده و با کایلینا به سمت بیبیلون مي رویم و در راه می گوئیم که عاشق او شده ایم و وقتی به نزدیکی شهر می رسیم شهر را در آتش دیده و می بینیم که فرح هم اسیر گرفته شده است و فردی تاج پادشاهی ما را بر می دارد و می گوید هر آنچه تو داری منم دارم پس هر انچه که تو خواهی داشت منم خواهم داشت!!!
آن فرد کیست و چرا شهر در آتش هست و خیلی سوال های دیگر در نسخه ی بعد جواب خواهد داده شد!!!

مقایسه ی دو بازی :
در واقع با اینکه دو بازی در یک سبک و ادامه ی یکدیگرند نمی توان آنها را با هم مقایسه کرد!!!
زیرا هر کدام چیز هایی دارد که دیگری را کامل می کند
Sands of Time یک بازی ای بود با 80 % معما و20 % خشونت
و Warrior Within با 80 % خشونت و 20% معما
در هر دو داستان های قوی ای را شاهد بودیم که به مراتب داستان شماره ی 2 جذاب تر بود
هر دو بازی زیبایی بودند و نمی توان گفت کدام قشنگ تر هست
هر کدام را يک سبک بازيکنان بیشتر می پسندد برای مثال من نسخه ی دومی از این سه گانه را خیلی بیشتر دوست داشتم
اما اگر بخواهید از نظر فروش مقایسه کنید اولین نسخه محبوبیت بیشتر و دومین نسخه فروش بهتری داشت!!!
اگر از نظر موسیقی برسی کنم می توانید تا حدودی به منظور من پی ببرید
اولین نسخه بیشتر به ایرانی بودن و موسیقی های ایرانی( و آمیخته به عربی ) توجه داشت اما نسخه ی بعدی به موسیقی های راک و متال!!!
و عده ای به همین نسبت شکایت کردند که چرا موسیقی غربی روی بازی گزاشته شده است و من هم دقیقا جواب خود کمپانی یوبی سافت(UBI Soft) را می گويم:
نسخه ی دوم این سه گانه سبک خشنی داشت و بیشتر به جنگ پرداخته شده بود و بیشتر تلاش ما هم در ارائه دادن حس اتتقام به شما بود
یک حس نارو خوردن
حسی که قرار است تا آخرین خون بجنگید که بیگناه نمی رید!!!
یک حس قرمز رنگ خون!!!
و در واقع که در اون مکان(در جزیره ی زمان) گروه موسیقی ای قرار ندارند که بخواهند برای شما کنسرت بدهند و مانند این هست که دارید یک کتاب را می خوانید و در کنار آن هم ضبت صوت خود را روشن گرده اید و دارید موسیقی متال گوش می دهید!!!
اما با همه ی این ها باز هم در نسخه ی آخر این سه گانه شاهد موسیقی ایرانی خواهیم بود اما باز هم آمیخته به سبک های دلهره آور!!!


Prince of Persia: The Two Thrones
Image
این نسخه ی سوم و آخر این سگانه ی پرنس می باشد نسخه ای که می خواهیم آن را نقد کنیم
پرنس با کایلینا وارد بیبیلون می شود و آنجا را در آتش می بیند به کشتی او حمله شده و آب او را به بیبیلون می رساند
کایلینا را پیدا می کنید و او می گوید باید خود را بکشد تا شن های زمان دوباره فعال شده و جان پرنس را نجات دهد و با قربانی کردن خود شن ها را فعال می سازد
در آنجا دست گیر شده و پیر مرد پیشگو تمام افرادی را که هنوز زنده هستند و به دیو های اهریمنی تبدیل نشده اند را برای آزادی شما ترغیب می کند که با حمله به محل زندانی شدن شما,شما را آزاد سازند و این اتفاق می افتد و شما و فرح آزاد می شوید و با کمک مردم به جنگ موجودات اهریمری ای که شهر را تصرف کرده اند می روید ...
از داستان بازی فقط این هارو دقیقا می دونیم و بقیه ی چیز ها حدس و گمان هستند
در نمایشگاه E3 2005 در مورد این نسخه ی پرنس یک سری چیز ها گفته شد:
"این بازی که نسخه ی آخر از سگانه ی شن های زمان می باشد که ما (تیم یوبی سافت)در واقع دو نسخه ی قبل رو میکس کردیم با کلی امکانات جدید و زیبای دیگر!!!
در این بازی ما یک فرد دیگر را داریم به نام دارک پرنس که یک حالت دیگر پرنس هست که به شن های زمان آلوده شده است و در واقع ما این نسخه رو برای طرفداران دو نسخه و همچنین با امکانات جدید برای طرفداران جدید خلق کرده ایم
در بازی یک سری سیستم ایجاد شده که مهمترین آنها سیستم کشنده ی سریع (Speed Kill) می باشد
این سیستم بازی را کمی با سبک مخفی کاری آمیخته کرده است زیرا برای مثال به کمک این سیستم می توانید از روی دیوار دویده و خنجر خود را از حال قلاف بیرون بیاورید و با یک پش بلند دشمنان را غافلگیر کنید و با چند حرکت سریع نابودشان سازيد
که سیستم گشنده ی سریع حالت های کمبو هم می پزیرد که ابتدا از بالا سر بخورید سپس یک دشمن را با یک حرکت سری اسلوموشن (Slow Motion) شده از پای در آورید و سپس به سوی نفر بعدی پریده و با سلاح خود به طور خیلی سریع او را از میان ببرید
در این نسخه شما شاهر کمبو های دو نسخه ی قبل هم هستید و همچنین یکی از قسمت های هیجانی ای که نمی خواهم اطلاعات زیادی از آن به شما بگویم که برای شما سورپریز باقی بماند قسمت ارابه رانی هست که در آن به کمک ارابه سواری باید از یک نقطه به نقطه ی دیگر بروید و در راه هم از میان بر ها و حمله با دشمنان پیاده و دشمنان سواره در ارابه های دیگه هم برخوردار هستديددر مجموع باید بگویم این نسخه هر آنچه از پرنس انتظار دارید در آن هست (و به قول خودشون) This is the final BANG of this trilogy"
خوب اطلاعات جالبی بود اما اطلاعات بیشتری هم به مرور در سایت های مختلف توسط خود شرکت گزاشته شد
از جمله چگونگی تبدیل شدن پرنس به نیمه ی تاریکی آن که با فرو کردن خنجر در بدن خودش امکام پذیر هست و من فکر کنم به این طریق شن های زمان رو به خودش تزریق می کنه و همان طور که در اولین نسخه ی این سگانه شاهد بودیم که هر کس با تماس این شن ها چه می شود می توانید حدس بزنید دارک پرنس چیست!!!
البته او کینه ای خشن و بی رحم هست اما قدرت فکر کردن درست ندارد و مشکل بعدی کسی او را نمی شناسد!!!
و هر دو نیمه ی پرنس برای از بین بردن شخصی که تاج را بر سر نهاده است به کمک هم نیاز دارند
یک چیز عجیب دیگر دست راست پرنس هست که چه در حالت پرنس و چه در حالت دیگر تیغک هایی از آن خارج شده گویی زنجیری در آن فرو رفته!!!
بله یک لحظه در یک تریلر می بینیم که یک زنجیر به دور دستش افتاد و شروع به فرو رفتن در بدن او کرد
و نیمه ی دیگر او هم از همین جا شروع یه تعویض می شود
البته در اکثر جا ها هم می بینیم که پرنس بدون خواسته تیدیل می شود و همه را دور می کند از خودش چون به بک موجود خطرناک تبدیل می شود
سلاح نیمه ی دیگر پرنس یک زنجیر هست که از به هم پیوستن تیغه های برنده تشکیل شده و با آن هم عملیات مخفی کاری(سیستم کشنده ی سریع) و هم جنگ به قول معروف چشم در چشم می توان انجام داد!!!
در این بازی یکی از حرکت های جالب آن هست که با دارک پرنس زنجیر را به دور میله ای گره زده و شروع به چرخش می کنیم و هر آنچه در می آن ما و میله باشد را نابود می سازیم
در بازی ما داستان را نیز از زبان کابلبنا می شنویم
در کل ما فقط شمه ای از داستان می دانیم و باید شاهد یک شاهکار داستانی دیگر از این بازی باشیم

دشمنان بازی:
دشمنان این بازی از تنوع زیادی بر خوردارند از تیر انداز با تیر و کمان گرفته تا یک غول بزرگ که دست کم 10 برابر ما هست و چیزی جز مرگ نمی داند!!!

موتور گرافیکی و نور پردازی:
بازی از همان موتور قبلی قیلی با تغییراتی جزئی طراحی شده است اما در سیستم نور پردازی خیلی تغییرات جالب و زیبایی انجام شده
ولی مهمترین بخش از گرافیک که شاید همیشه سری شاهزاده ایرانی موفقیت خود را مدیون آن بوده همان تکنولوژی Pixel Shader و Vertex Shader باشد در واقع شاهزاده ایرانی یکی از اولین بازیهایی بود که از این استاندارد برای خلق تصاویر گرافیکی بدیع و خارق العاده استفاده می کرده و شاید به همین دلیل بود که یازیهای مانند Knights Of The Temple Conan علیرغم گراقیک بسیارخوب نتوانستند به نسخه اول شا هزاده رقابت تنگا تنگ و شانه به شانه ای داشته باشند در ابتدا همه این تکنولوژی را تنها مناسب بازیهای در اینگونه سبکهامی دانستند ولی اکنون شاهد هستیم که بازیهای اکشن اول شخص از قبیل Medal Of Honor:Pacific Assault و Project Snowblind و The Chronicle Of Riddick و Deus Ex:Invisible War و غیره نیز از این استاندارد استفاده می کنند.

طراحی شخصیت ها:
در طراحی شخصیت ها تغیراتی انجام شده که مهمترین چیز همان دست راست پرنس هست که تا بازی نکنیم جریان آن را نمی فهمیم!!!
اما در ظاهر پرنس هم تغییراتی انجام شده که او را بیشتر شبیه ایرانی ها کند اما هنوز ادامه ی نسخه ی قبل باشد!!!
در لباس او به کل تغییر داده شده و دو لباس یکی سفید و دیگری همان اما بدون بلوز می باشد
در طراحی کالینا هم تغییراتی انجام شده از جمله لاغر تر شده و گویی خالکوبی هایی اصافه شده
طراحی فرح هم به کلی تغییر کرده و خیلی بزرگ تر , پخته هر و خشن تر شده است و در هندی بودن او هم سعی کردند زیرا ما از 7 سال پیش اورا ندیدین اما حد اکثر دو روز بعد پرنس و کایلینا رو می بینیم!!!
دارک پرنس هم با مو های موج خورنده و عمودی در هوا , پوستی سیاه , نقش های جالبی که در دست راست پرنس هم هست در کل بدن و شاخک هایی در سر کتف هایش ,چشم هایی بدون مردمک و لبخندی انتقام جویانه شاهد هستیم



اشتباه های یوبی سافت
اما یوبی سافت در ساخت سری پرنس خیلی اشتباه هایی هم کرده است و آن هم عجله و از این شاخه به شاخه ی دیگر پریدن هست که خوشبختانه با شانس زیادی که داشته است تا به حال به سودش شده است اما ممکن نیست همیشه این جور باشد
برای مثل در هنگام ساخت Prince of Persia: Sands of Time در تریلر E3 این بازی چیز های عجیبی شاهد بودیم که در عکس های زیر می بینید:

همچنین برای مثال برای کشتن پرنده ها هم باید خنجر را در آنها فرو کرده و مقصر اصلی نیز وزیر نبوده و موجودی دیگر بوده!!!
در پرنس 2 هم در نریلر های اولیه اش جنگ هایش خیلی مضحک و بدون موسیقی بوده و در مورد داستان چیز های دیگری گفته شده که بعدا تغییر نظر داده شده!!!
اگر برای E3 یک سری تریلر خیلی زیبا و هم چنین گیم پلی های عالی بسازند حتما در فروش و محبوبیت تاثیر به سزایی دارد زیدا هرکس از هر سبکی بازی آن ها را می بیند و شاید مجذوب شود و دوستانش را هم مجذوب کند مانند God Of War که گیم پلی اولیش به جدیدترین قبل از انتشارش زیاد تفاوتی نداشنتد و هردو زیبا بودند

برای مثال در پرنس 3 ابتدا دارک پرنس فردی با موی سفید و یک جلیقه و با رفتم در آتش به وجود می آمد(یک نکته ی مهم که در آن زمان هم از دست راست شروع به تبدیل می شد و دست راستش همان گونه با تیغ ها مانده است!!heart و یک افکت اعصاب خورد کن هم داشت پرنس هم همان لباس های اولیه را داشت اما حال خیلی عوض شده است
اگر در آن زمان دارک پرنس را مرموز نگه می داشتند و روی لباس پرنس دقت می کردند شاید بهتر بود یا حد اقل مثل آخر شماره ی قبلی 1 لحظه نمایش می دادند
ابتدا برای پرنس ته ریش و چشم قهوه ای گزاشتند اما استقبالی نشد و حال دوباره بدون ریش و چشم آبی شده است!!!
و یک چیز جالب در IGN نوشته بود که وقتی در کنار هم جمع بودند یکیشون می گه خوب دارک پرنس رو چه کنیم(که منظورش کسی که تاج رو برداشت بوده) و یکیشون می گه دارک پرنس همون پرنس هست و چطوره بتونن با اون بازی کنند؟ یکی می گه مگه می شه یکی می گه چوب وقتی می سوزه سیاه می شه, تاریک می شه پرنس هم در آتش دارک می شه و یکی دیگه هم عکس دانته در مجلش بوده و از روی اون دارک پرنس رو طراحی می کنند اما حال خوشبختانه تغییر نظر دادند و دارک پرنس امروزی که با شن آلوده شده رو طراحی کردند
یا همین دو پایانی پایان اصلی رو به صورت مخفی گزاشتند نمی گم بد هست اما تو اولی هم اگه نشون می داد کایلینا در وسط جنگ هنوز نمرده و داهاکا اون رو میگیره و شما داهاکا رو می کشید(که می شد 1 مرحله باشد)و باز هم با کایلینا بر می گشتید و حالت دوم فقط بیشتر نشون می داد این موضوع رو خیلی بهتر بود و این نشون می ده اون موقع هنوز چیزی از داستان نسخه ی بعد در ذهن نداشتند و می خواستند ببینند مردم از کایلینا خوششون می آد یا بدشون می آد!!!!


نتیجه گیری کلی:
Prince of Persia: The Two Thrones دقیقا همون چیز هایی رو داره که فکرش رو می کنید و خیلی چیز ها داره که حتی فکرش هم نمی کنید با یک داستان قوی
همانطور که شما قوی تر شده و دارای نیمه ی دیگر می باشید دشمنانتان هم خیلی قوی تر شدند پس فکر نکنید یک بازی ساده تر در پیش رو دارید چون خیلی هم بیشتر شده اند
از الان این بازی در IGN 9.2 گرفته که این خودش خیلی هست و معمولا بعد از انتشار هم این امتیاز کمی بیشتر می شود
نسخه ی اول نو آوری داشت و باعث شد خاطره ی آن را هرگز فراموش نکنیم نسخه ی بعد باید امتیاز کمتری می گزفت و هیچ جای تعجب ندارد چون همه انتظار داشتند به همان اندازه ی نسخه ی اول نو آوری داشته باشد و همه هم اول پایان اول را دیدند و خیلی بعد از رای گیری پایان دوم را بازی کردند و همچنین اگر شما تجربه ی یک چیز خوب را داشته باشید برای بار دوم که به آن می رسید کمی تو حالتان زده می شود(ضد حال)
اما نسخه ی آخر معقوله ای جدا دارد زیرا آخرین این سگانه هست و خواه نا خواه ابتدا از آن بد گفته می شود و سپس خوب و سپس یک افسانه می شود و فروشش خیلی خیلی باید بالا باشد چون همه به آن جذب می شوند
اما در کل به یاد داشته باشید
One Warrior but Two Thrones its Prince of Persia: The Two Thrones
The Final BANG of this Trilogy
و یک خبر خوش هم اینکه مطمئنا این نسخه ی پایان این سگانه هست و تا دو , سه سال دیگه شاهد پرنس با ظاهری جدید ,نو آوری ای جدید و یک بازی افسانه ای دیگر باشید چون خودشون گفتند تیم ما فعلا خیلی خسته شده اما خستگی انها حد اکثر تا دو , سه سال بر طرف می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 13:48  توسط محسن  | 

درخواست ثبت لینک در سایت

کسانی که قصد ثبت لینک خود را دارند در قسمت نظرات به ما اطلاع دهند


شما ابتدا ما را با نام شاهزاده ایرانی لینک کنید و سپس به ما اطلاع دهید با چه نامی شما را لینک کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 16:13  توسط محسن  |